يك شب آتش در نيستان اوفتاد

 

از درزهاي پنجره امروز

خنكاي آتش توست

پرده مي رقصاني چرخ چرخ... هزار هزار، اشتياق

قلبم كبود شد

خواستم به خيابان پرواز كنم

چه خوب نذاشتي

بوسه در علفزار

 

روزی

جامهایمان  را به سلامتی عشق می سائیم

و شراب طهور را می چشیم

روزی