ما آمدیم
ما آمدیم از هزارتوی عبور کنیم
اما کدام مسیر، کدام عبور؟!
بر هر دری که نوشته بود "خروج"
آنجا "ورود" بود به آغاز آن عبور
ما آمدیم که قصه ی "ما" را شروع کنیم
اما حکایت قصه ی ما غم شده است
از هرکه خواستم حکایتی بکند
دیدم که "ما" ی قصه اش، "من" شده است
ما آمدیم که چرخکی بزنیم
گفت تا غروب نشده، زود برگردیم
ای وای، که شب از نیمه گذشته است
چشم انتظار ماست، که دوباره برگردیم
+ نوشته شده در ساعت توسط کافه چی